تبليغاتX
شخصی ناصر شجاعی

شخصی ناصر شجاعی

برهانی نژاد مدیرعامل باشگاه مس به میان تماشاگران می رود

سایت خبری استان کرمان
تماس با ما
جستجو
پیوندها
آرشیو
نقطه نظرات
برهانی نژاد مدیرعامل باشگاه مس به میان تماشاگران می رود

در اعتراض به عملکرد تربیت بدنی و در بازی امروز

برهانی نژاد مدیرعامل باشگاه مس به میان تماشاگران می رود

عبدالرضا برهانی نژاد مدیرعامل باشگاه فرهنگی ورزشی مس کرمان در آنچه که آنرا اعتراض به عملکرد و نحوه برخورد جوانمرد مدیرکل تربیت بدنی کرمان می داند ، در بازی امروز تیم مس مقابل پاس همدان از بین تماشاچیان بازی را نظاره می کند.

به گزارش خبرنگار ورزشی کرمان سلام اختلاف بین برهانی نژاد و جوانمرد از زمانی آغاز شد که هادی ساعی قهرمان طلایی تکواندوی المپیک به دعوت باشگاه مس به کرمان آمد.

در جریان حضور هادی ساعی در کرمان تربیت بدنی قصد داشت تا در برنامه ای از قهرمانان استان با حضور ساعی تقدیر نماید که مورد مخالفت برهانی نژاد قرار گرفت.

شایان ذکر است در ادامه این اختلافات اداره کل تربیت بدنی فاکتوری را برای باشگاه مس در خصوص هزینه های برگزاری دیدار های تیم مس در ورزشگاه امام علی (ع) به مبلغ 13 میلیون تومان برای این باشگاه صادر کرده است که این موضوع عصبانیت مدیران مس را به همراه داشته است.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 18:21  توسط  ناصر شجاعی  | 

مسجد صاحب الزمان کرمان

چشم خدایان ومحل 5 سوراخ
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 7:9  توسط  ناصر شجاعی  | 

چشم خدایان کرمان

                                                          

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 17:35  توسط  ناصر شجاعی  | 

عیوب ورزش ما

عیوب ورزش ایران   786

المپیک جنگ سرد بین ملتهاست

المپیک به رخ کشیدن قدرت کشورها  است، شکست در المپیک بمنزله ضعیف بودن قدرت یک کشور است، ضعف در همه زمینه ها وتبلیغ سویی در جهان برای آن کشور داردوباز تاب جهانی ناپسندی برای آن کشور دارد ،اگر با اقتدار باشد دنیا حساب جداگانه برای کشورهای موفق بازمیکنند واگر ناموفق باشد نشان از عدم رشد درهمه زمینه های اقتصادی وفرهنگی و سیاسی میباشد.

پیروزی در المپیک یک ورزشکار یا یک تیم نشان دهنده رشد علمی آن کشور است.بارها وبارها بابت مشکلات اساسی ودادن راه کار با مسئولان کشور وبویژه بامجلس مکاتبه کرده ام اما واقعاً توجهی نکردن حتی با کمیسیون فرهنگی ورزش توسط یکی از نمایندگان ارتباط برقرار کردم و به آقای باهنر هم ساله بطور مرتب تذکر دادم اما نتیجه نگرفتم ؛ نتیجه نگرفتن در المپیک دست پخت ماست ، پس چرا باید دادگاه تشکیل دهیم ومردم ایران و صدا وسیما درنقش قاضی عمل کنند ببینیم آیا در روال بوده است کار تا توقع از آنها داشت ، مثل اینکه نوجوانی سرخود سطوح علمی رااز ابتداعی نگذرانده باشد ، آنگاه توقع داشت که در المپیادهای جهانی رشته های مختلف رتبه های ارزنده کسب کند، باید برنامه داشت وافق چشم انداز کوتاهترین زمان 20 ساله باید باشد .

بنده طی 20 سال در کار تحقیقاتی بودم، در مورد ورزش کشور و حاصل سالها تجربه را که شامل موارد بسیاری میباشد ، دسته بندی کردم و به اطلاع عزیزان علاقه مندی که دربدر بدنبال ناکامی ما درالمپیک چین ؛والمپیک های قبلی میگردند ارائه میدهم امیدوارم گوش شنوایی یافت شود  و بدقت این مطالب را مطالعه فرمائید تا شاید بتوان با ایجاد راهکار درست از سوی قانونگذاران این طرح ها را مورد مطالعه موشکافانه قرار دهند .

وبه صورت سرفصل اعلام میکنم وبتفصیل شرح میدهم.

1-    نداشتن وزیر ورزش

2-    بی توجهی عمیق به ورزش در آموزش وپرورش

3-    راه کارهای غلط در دانشگاهها و به بیراه رفتن رشته تربیت بدنی دردانشگاهها

4-    اجرا نشدن طرح واقعه ایی استعداد یابی که در کشورهای پیشرفته ازجمله روسیه اجرا میگردد

5-    کپی کردن الگوهای نامناسب (روش کانادایی)

6-    ضربه زدن به پیکره ورزش کشورازطرق صداوسیما ورسانه ها

7-    تبعیض بین رشته ها

8-    نداشتن فدراسیون دربسیاری از رشته ها

9-    نبودن متخصص ورزشی بعنوان رئیس ورزش کشور

10-           فقر فرهنگی ورزشی به خاطر عدم توجه دولت

11-           بی حرمتی به افتخار آفرینان ورزشی

12-           متخصص نبودن گزارشگران صدرا وسما وروزنامه ها وبیشتر هنرشان تخریب یا ایجاد هیاهوست

13-           تنها درفکر ساخت وسازبودن

14-           پیروی از سیستم تصادفی واتفاقی

15-           بطور مقطعی توجه کردن به مقوله المپیک

16-           توجه به رشته های دردانه و پارتی دار

17-           بخشش هایی که دوولت انجام داده و سپس حرفش را پس میگیرد

18-           عدم توجه واقعی به مربیان

19-           عدم توجه به داوران

20-           عدم توجه به محققان

21-           مدیران کل تربیت بدنی ها باید تحصیل کرده دانشگاهها باشند

22-           پزشکان باید درکنار ورزشکاران باشند نه روبروی آنها

23-           احتیاج مبرم به عنوان یکی از معاونت های قوی ؛استفاده از روانشناس

24-           نداشتن شبکه تلویزیونی برای رشته های دیگر

25-           پداختن افراطی وبیمار گونه به غول پوشال وتو خالی فوتبال وایجاد حسادت بین قهرمانان رشته های ورزشی نسبت به فوتبال

26-           دیسیپلین

(1)تقریباً تمام کشورهای جهان وزیر ورزش دارند ، اما درایران یک نهاد و یک سازمان زیر نظر ریاست جمهوریست که همیشه مصونیت دارد رئیس آن مجموعه وباخاطر فارغ البال وآسوده ازتند باد و حوادث مدیریتی نسبت به وزرا دارد ، وزرایی که بارها در صورت خطا آن را استیضاح میکننداز طرف مجلس وفشار بسیار زیادی بر روی آن میباشد ، اما وقتی ما بچشم یک نهاد ضعیف آنرا ببینم ، مثل کمیته امداد؛ دیگر چگونه میتوان انتظار داشت  یک ساختار یک نظام قدرتمند در ورزش شکل بگیرد که از نظر مالی وتشکیلات نیرومند یک وزارتخانه بایستی باشد.   

 

(2)عدم ارتباط آموزش وپرورش با تربت بدنی ویکه تازی در پشت درهای بسته آهنی آموزش وپرورش و ایجاد برنامه های دهن پرکنی وبسته بودن فضای بازی ورزش کودکان در مدارس وناکافی بودن ساعات ورزش وگرفتن ، هم آن ساعات محدود و پتانسیل شدن همه نیرویی که سبب خلاقیت کودکان میبایست بشود، که همین امر سبب پیدایش ناراحتی های روحی وروانی کودکان را درپی دارد و چاق شدن بیش از حد یا لاغری هم نتیجه این عملکردهاست.

  از بچگی زنگ ورزش را درمدارس حذف کرده وبجای آن درسهای دیگر منظورمیگرددودر مدرسه اگر بچه بخواهد بدود تنبیه میشود برای کلاس گذاشتن وپز دادن مدارس بویژه غیر انتفاعی کت وشلوار تن بچه میکنند و به آن افتخار میکنند حرکت که جوهر اصلی رشدکودک میباشد از او میگیریم و دراکثر منازل هم که آپارتمانی میباشد به خاطر همسایگان یا صاحب خانه حرکت او را تنبیه میکنیم و کودک را از هر فعالیتی م میکنیم و بیچاره کودکانی که باید انرژی خود را تخلیه کنند که با تنبیه مواجه میشوند هم در مدارس بخاطر دویدن و در دفترنزدناظم رفتن وتخریب روحیه بشاشیت که جوهره اصلی هر کودک است ؛ در صورتیکه نخبه ترین کودکان آنهایی هستند که جنب وجوش بیشتری دارند.

عدم توجه آموزش وپرورش نسبت به ورزش و ارزش قائل نشدن آموزش وپرورش برای ورزش ، ورزش را در جامعه بی ارزش کرده است، توجه تنها به علم از نخبگان علمی ما جوانانی ضعیف ونهیف ساخته است و تمام قدرت آنها نمره بیستی است که نشان دهنده قدرت است و ایجاد فرهنگ غلط در بین خانواده ها که مقصر اصلی آموزش وپرورش میباشد که ریشه دیرینه دارد و به صدها سال قبل باز میگردد.

 تنها درس ملاک است اما این جوانان به میانسالی هم از نظر توان بدنی نمیرسند و اصلا ورزش ارزش ندارد در عمل ویک شعار توخالی دهن پر کن با چند جمله تکراری درهر محفلی عنوان میگردد و ورزشکار بودن در این نظام ازنظر خانواده ها یعنی تنبل بودن است

هیچ ارزشی ،تبحر داشتن در یک ورزش ندارد،وبعداًکه همین دانش آموختگان به مدیران ریز ودرشت این جامعه تبدیل شوند از معلم گرفته تا وزیر بطور طوطی وار سیستم قبلی را که خودشان رنج برده اند سالها از این سیستم وضربه های بزرگی بر پیکره مردم ما وارد شده است، دنباله همان سیستم ها را دنبال میکنند اما فرق یک وزیر کشور ما را با بسیار یاز مسئولان کشورهای پیشرفته را ببینید از نظر قدرت عضلانی ما درمنتها درجه ضعف هستیم اما بسیاری از آن مدیران از قهرمانان بنام هستند از جمله در روسیه پوتین رئیس جمهور سابق

قهرمان جودو وکمربند مشکی جودو ودر کوبا فیدل کاسترو قهرمان حرفه ایی بوکس و در آمریکا فرماندار ایالت آرنولد قهرمان پرورش اندام جهان .

در صدراسلام قویترین و با صلابت ترین افراد بزرگان دینی بودند از رسول الله گرفته تا مولاعلی علیه السلام وتمام ائمه معصومین و حتی فرزندان آنها و احادیث بسیاری نیز هم در مورد سلامت جسم بیان شده است.

در ایران ورزش در بین آحاد جامعه ارزش محسوب نمیشود، اما در کشورهای پیشرفته از جمله آمریکا بزرگترین امتیاز محسوب میشود.

 برای جذب یک دانشجو و دانش آموز که هر نوع تبحر وحکم مدالی یک امتیاز مطرح میشود ، کسانیکه از کشورمان وهرکشور دیگر،مایل به کسب تحصیل درآمریکا هستندکه معتبر ترین دانشگاههای علمی جهان هستند البته فکرنکنید که کسیکه مایل به تحصیل فقط در رشته تربیت بدنی است برای آزمون ورودی از این احکام برای جذبش یک ارزش محسوب میشود ، بلکه ملاک جذب برای تمام رشته ها محسوب میشود از جمله کامپیوتر و مهندسی ها وپزشکی ها و...دو مسئله را مد نظر قائل هستند

 aهرکس که ورزشکار است از روابط اجتماعی بالایی برخورداست

 bهرکسیکه ورزشکار است از قدرت بالاتری برای فعالیت برخوردار است وبعلت توان بالای بدن به نتایج بهتری در کسب علم واختراعات دست می یابد

cهرشخصی که ورزشکاراست از قدرت خلاقیت بالاتری در همه بخش ها برخوردار است

dهرفردی که ورزشکار است قدرت رسیک بالاتری دارد

 Eهر ورزشکاربرای جامعه مفید تر است

 

  در بدر دنبال حکم های قهرمانی از رشته های مختلف میباشند که در ایران حکم کاغذ پاره را دارند تا  در آنجا ارائه دهند ، ودر آنجا هم با ارائه آن احکام مربیگری یا قهرمانی یا داوری و....حساب دیگری بر روی آنها باز میکنند و از امتیازات خاصی برخوردار خواهند شد واگریک قهرمان رتبه کسب کند در بین دانشگاهها از تحصیل رایگان سود خواهد برد و حتی حقوق هم به او پرداخت خواهد شدو بزرگترین امتیاز یک مرکز علمی به قهرمانی آن واحد ورتبه ایی که در بین دیگر مراکز دارد اطلاق میگردد.

ما اگر میخواهیم موفق باشیم در المپیک،کار نباید داشته باشیم که این نوع الگو از آمریکا اقتباس میکنیم و باید الگو های خوب را پذیرفت و گسترش دادوتاکید رسول اکرم ص هم کسب علم ازوتشویق به آن حتی اگر در دور افتاده ترین جای عالم که باشد.                    

(3)متاسفانه بزرگترین ضربه را دانشگاههای ما به ورزش میزنند بویژه در دانشکده های تربیت بدنی کل مملکت، یک عده که ورزشکار هم نبودند با درس خواندن صاحب مدارک عالیه درتربیت بدنی شده اند و مدارک دکتری یا بالاتر و آنها بخاطر جایگاه علمی شان ستونهای ساختاری فکری نظام آموزش تربیت بدنی را به غلط بنیان گذاشته اند واختراع  و با ابداع روش هایی آبکی ونا آزموده ومن درآوردی راهی بسیار کج ومنحرف از ساختار ورزش تهیه کرده اند که از اتوبان اصلی سیستم پیشرفت جهانی دور شدند وتا به ناکجا آباد میبرند افساراین زبان بسته ورزش کشور بدان صورت شکل گرفته که با هر دانشجوی تربیت بدنی به مثل یک قهرمان ملی در تمام رشته ها مینگرند و هر دانشجو در هر ترم باید تقریبا ۳ ورزش را نزدیک به حرفه ایی کار کند و در طئل دوران کارشناسی یالغ بر ۲۰ رشته میشوددر این طرح به چند مشکل اساسی برمیخوریم .

الف- اگر دانشجو تحقیق خود را پیرامون یک رشته دنبال کند وکه ۴ سال پیرامون آن در کار شناسی و۲سال در کارشناسی ارشدو ۲سال در دکتری(فعلا تا اینجا)۸ سال میشود و این فکر اشتباه است که هرورزشکار بتواند مربی خوبی شود و حساب قهرمانی از زمین تا آسمان بامربیگری فرق دارد یک مربی باید یک روانشناس و یک استاد تغذیه و استاد فیزیواوژی و.....بایستی باشد نا بزرگترین مربی تاریخ وزنه برداری جهان آقای ایوانف بود وی کمونیست بود وخود نیز نمیتوانست ۵۰ کیلو هم بلند کند اما باعث افتخار شیعیان شد.ایوانف رضازاده وشاهین نصیری وحسین توکلی و کورش باقری وبرخواه وفلاحتی وپانزوان را ساخت .میدانید دهها هزار جلدکتاب راجع به شیعه نوشته ومنتشر شده اما دیگر کشورهای شرق وغرب توجه ندارند. اما با گفتن یا ابوالفضل(ع) رضازاده بسیاری از ملل جهان حتی کمونیست ها پیگیر شدند که آقا ابوالفضل کیست و به تحقیق روی آوردند ومیرود تا شیعه در بین ملل جهان شناخته تر شود و گرویدن به این مکتب مقدس افزون گردد. ومنظورم از گفتن این حرفها یعنی لازم نیست که مربی به اندازه یک شاگرد وزنه بزند.ولی متاسفانه شاهد آنیم که در دانشگاهها باید رکورد هر شخص وتبحرش در سطح نزدیک به ملی باشد . واضح تر بگویم که یعنی یک شخص باید در بالای ۲۰ رشته چنان تبحر داشته باشد که رکودها ونحوه اجراها در سطح ملی باشد (یعنی اینکه یا یک دست ۲۰ هندوانه برداشتن)

ب- مشکل بعد ژنتیک است یعنی بعضی ها تیپ مزو مورف را دارند وبرخی اکتومورف و ....یعنی اینکه هر شخص دارای ژنتیک خاصی میباشد که بستگی به تارهای تند انقباض وکند انقباض تقسیم میشوند ومنظور اینکه هرشخص را خدا به گونه ایی آفریده است یکی فیزیک مناسب برای وزنه برداری دارد یکی دو ماراتون یکی شناو ....بطور واضح تر بگویم یک شخص بطور مثال کامیون بدنیا آمده ویکی ماشین سرعت و یکی وانت و....اما در دانشگاههای سراسرکشورهم آزاد وهم ملی از دانشجو میخواهند که رل یک سوپرمن را بازی کند یعنی کسی که کامیون بدنیا آمده واستعداد حمل بار به او میگویند باید مسابقه فرمول  ک شرکت کنی وراهی هم برای انصراف نیست ودیگری که ماشین فرمول یک است میگویند که باید بار برداری وببینیم چند تن میتوانی بار برداری .هرچند که هرگروه التماس کند که بابا من اینکاره نیستم نمره های بی معنی صفر یا پائین  انتظار آن را میکشد وجبور میشود دانشجو بالاجبار از اصالت خودش دور گردد.

ج ـ هردانشجو را درقبال مربی تیم ملی دیدن آیا بهتر نیست؟ تربیت کردن هر دانشجو در سطح مربی تیم ملی که بستگی به علاقه و یا گرایش ویاقهرمانی ویا مربیگری در یک رشته خاص میباشد و قطعا باید آموزش در همان رشته باشد تا بعد از سالها همه این دانشجویان در رشته های خاص که آموزش ببینند جهش عظیمی در ورزش کشور ایجاد خواهد شد . آیا واقعا الان ما اینگونه هستیم وبا داشتن اینهمه فوق دکتری ودکتری و فوق لیسانس ولیسانس و محقق ودانشجو هر سال از سال قبل از دنیا عقب افتاده تر میشویم.پس معلوم است راه را به غلط پنداشته ایم . البته عده ایی میگویند که بسیاری در مقطع کاردانی وکارشناسی میخواهند تحصیل را تمام کنند وباید رشته های دیگر را آموزش ببینند ، حرفی نیست وباید قوانین ومراحل و استعدادهای ژنتیکی رشته های مختلف را بدانند و مهارت باید در سطح ابتدا،عی باشد و این استادان باید بتوانند ژنتیک رشته های مختلف را کشف کنند در مدارس مختلف و همانطوری که خدا آنها را آفریده به همان سبک وسوی گام بردارند.واما یک رشته را باید حرفه ایی ادامه داد البته درسطح آموزش علم آن رشته خاص ودهها سال هم کم است ودانشگاهها باید سبب انقلاب ورزش درایران باشند که اگر علم بهمراه تجربه با هم باشد ، شاهد اوج شکوفایی خواهیم بود، آری ما باید راه درست را اول بشناسیم ودنبال کنیم وسپس به پذیرش دانشجو بپردازیم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 17:44  توسط  ناصر شجاعی  | 

شنیدن صدای کره زمین

به گفته ستاره‌شناسان؛
صداي چرخش كره زمين را فقط موجودات غيرزميني مي‌شنوند

سرويس: بين الملل
1387/04/15
07-05-2008
10:19:36
8704-00423: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - اهواز
سرويس: بين الملل

ستاره‌شناسان مي‌گويند چرخش كره زمين با صداي جيغ مانند و جيرجيري همراه است كه فقط موجودات غيرزميني قادر به شنيدن آن هستنند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) از خوزستان دانشمندان مي‌گويند خاستگاه اين صدا همان پديده‌اي است كه منجر به ايجاد " شفق شمالي " (پرتوهايي خنثي كه گاهي در آسمان مناطق شمالي ظهور مي‌كند) مي‌شود.

صداي زمين، كه به Auroral Kilometric Radiation معروف است، از مدت‌ها پيش شناخته شد اما قبلا تصور بر اين بود كه اين صدا بازتابي ندارد. اكنون اما مشخص شده كه در اثر چرخش زمين صداهايي در فضا منعكس مي‌شود.

به گفته دانشمندان، صداي كره زمين به دليل وجود يون كره (قسمتي از فضاي جو زمين كه شامل مقادير زيادي يون و الكترون آزاد است) به گوش انسان‌ها نمي‌رسد ولي موجودات غيرزميني قادر به شنيدن آن هستند.

انتهاي پيام

کد خبر: 8704-00423
      
    ا

     


    امتياز به خبر

    Economic - Energey and Industrial - Information Community - Events - Culture - Health and Care - Education - Social - Science-Education - Politic - Legal - Foreign Policy - World - Culture and Literary - Cultural Heritage - Sport - Photo - Essays -
     

    © Copyright 1998-2007 Iranian Students' News Agency (ISNA)

    + نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 17:39  توسط  ناصر شجاعی  | 

    حضرت سلیمان علیه السلام ومعبداو ورازهایش

     

     

                         حضرت سلیمان786

     

     

     

    در داستانها وتاریخ آمده است که حضرت سلیمان قالیچه پرنده داشت ، اصحابش وسپاهش  بر روی آسمان میرفتند ؛تمام دیوها را به بند کشیده بود؛ زبان حیوانات را میدانست؛ ومیتوانست به دیگران بیاموزد

    میبینم میرزاملکم خان بهمراه 2نفر دیگر جهت ریاضت ودیدن الواحی که بر ستونهایی که درلب دریا بوده است به هندوستان میروند و در بازگشت با کارهای عجیب وغریبش بزرگترین شعبده باز قرن لقب میگیرد وبه دربار راه می یابد و وزیر کشور میشود وی وقتی که به پایتخت آمد موهایش خیلی بلند بوده است و می آید در یک آرایشگاه مردانه میگوید میخواهم موهایم را کوتاه کنم زیرا درسفر در هندوستان با باب و دیگر دوستش آنقدر موهایش بلند شده بود تا کمرش میرسیده است و آرایشگاه هم میگوید وقت ندارم و میرزا ملکم خان سرش را از جا در می آورد ومیگذارد روی پیش خوان

    میروم

    هر

    وقت نوبتم شد موهایم را کوتاه کن؛ با دیدن این صحنه همه مشتریها

     فرار میکنند .

    خبر خیلی زود به دربار ناصرالدین شاه میرسد واو را به کاخ دعوت میکنند،ودر دربار هم کارهای خارق العاده بسیار میکند ، تا عاقبت شاه او را بعنوان وزیرش انتخاب میکند.

     شیخ علی محمد باب نیز با دداشت کردن همان الواح بمقدار کمترومعجزاتی که با آموزش این علوم میکند بفریب خلق میپردازد وخیلی زود از سوی  شوروی و انگلیس حمایت میشود و فرقه بابیه را بنیان میگذارد

     

    و مدتی میگذرد تا اینکه باب ادعای پیغمبری وخدایی میکند در اطراف شیرا زوناصرالد ین

     شاه دست بدامان میرزا ملکم خان میشود و به او میگوید برو و او را از این ادعا برگردان وگرنه میکشمش.

    میرزا ملکم خان طی الارض میکند وبلافاصله در فسا ی شیراز ظاهر میشود و هرچی نصیحتش میکند کارساز نمیشود ومیگوید ما با هم رفتیم و با خواندن و نوشتن این علوم

    از اسرار پی بردیم ما کسی نیستیم ولی باب میگوید اگر از ادعا برگردم آبرویم میرود

    خواهش دارم کاری بمن نداشته باش.

    هر دو عازم بیابان سرسبز آن اطراف میشوند و با توجه به اینکه در دیدن آن ستون اسرار درهند میرزا ملکم خان الواح زیادی از موم تهیه میکند و بر ستونهای حکاکی شده می چسبانده

    ودر آن فرصت معدود باب ودیگری با نوشتن به اسرار زیادی میرسند ولی با زرنگی وهوش فراوان ملکم خان واستفاده از الواح زیاد به اسرار بسیار بیشتری دست پیدا میکند .

    وخلاصه میرزا ملکم خان با باب عازم بیابانهای اطراف شده ودر بازگشت ملکم خان بر روی ذهن او تاثیر میگذارد و باب میبیندکه آب سراسر زمین را گرفته وهرچه به روستا نزدیک میشدند میبیند که آب دارد بالتر می آید لاجرم مجبور میشود لباسش که شکل دامن های بلند بوده بالا بزند و باب میبیند ملکم خان هم همین کار را کرده است اما باز میبیند آب بالاتر آمده ولباسش را بالاتر میکشد ودر نزدیک روستا بودند باز بالاتر در قدیم هم که شورت نبود و مردم روستا ومریدان هم به انتظار ایستاده بودند و میبینند که باب همه جایش پیداست و همه از خنده روده بر میشوند یک آن باب میبیند اصلا آبی در کار نبوده است واین کار میرزا ملکم خان است و التماس میکند تا آبرویم را نبر او هم میگوید دست بردار که اسیر نفرین خدا نشوی و از خدا بترس و باب هم قول میدهد برگردد اما حب دنیا او را میگیرد و دست از قدرت برداشتن برایش سخت بوده که ادعای خدایی میکند و در زندان چهلریق تبریز صبح زود بر اساس رسم میخواستند او را اعدام کنند و مردم زیادی بر دور او جمع میشوند تا شاهد اعدام باشند و در این زمان میرزا ملکم خان در تهران بسر میبرد وخواب بوده و باب را طناب برگردنش می اندازند و بالا میکشند باب که آویزان شده بود ناگهان طناب پائین می آید وباز میشود ومردم حیرت زده بسیاری به باب می گروند وتوبه میکنند ، میرزا ملکم خان که در تهران این صحنه را با استفاده همان نیروها میبیند بلافاصله درتبریز ظاهر میگردد و مردم مشغول تقدیس کردن او بودند و باب هم که ذاتاً بی شعور بود و میرزا ملکم خان به باب مبگوئید یک بار دیگر این کار را بکن تا من هم ایمان بیاورم وباب هم قبول میکند .

     وطناب را برگردن باب می اندازد وبالا میکشد و باب اینقدر دست وپا میزند وتوی لباسش خرابی میکند تا میمیرد زیرا قدرت میرزا ملکم خان بسیار بیشتر بوده است.

     و آن از دسته از کسانی صحنه دوم را دیده بودند مجددا توبه میکنند ، اما آن دسته از آن افراد که رفته بودند جز فرقه بهایت در می آیند.

    مقبره باب هم در اسرائیل میباشد که عجیب ترین جا در دنیاست و اکثر پیامبران هم در آنجا ظهور پیدا کرده اند .

    در آن معبد گفته میشود جنازه او در میان زمین وآسمان است که با همان نیروهایی که آموزش داده

    و قبله گاه اولیه مسلمانان دربیت المقدس میبوده که به علت جهالت و بیشعوری اعراب که الان هم در قرن بیست ویکم زنانشان اجازه رای دادن ندارند وحتی حق ماشین سواری و از چنین جماعت بیشعوری آبستن شد و طالبان این بچه حرام زاده ناخلف پای بعرصه وجود گذاشت وبادیه نشینان مرز نشینان بیشعور بی آب وعلف ما و پاکستان وافغانستان و دیگر بیشعوران را با خود همراه کرده اند وجهان را به چالش کشیدند وباعث شدند که آمریکا بیاید و 2 کشور را بگیرد و زنگ  خطری برای شعور همه میباشد ......

     واسرار به اینکه قبله باید از آن خودشان باشد وگرنه مسلمان نخواهند شد و خداهم به ئپیامبر صلی آله علیه وآله وسلم دستور میدهد قبله اش را تغییر دهد و جبرئیل در سرنماز شانه های پیامبر را به سمت کعبه می چرخاند.

     

    خلاصه میرزا ملکم خان هنرش را بسیار نشان داد و حتی در انگلیس بسیار مورد تشویق قرار میگیرد که در تاریخ تمام این مطالب نوشته شده است.

    اما میرزا ملکم خان بسیار اذیت میکند ناصرالین شاه را واز تفریحاتش شده بود که او را دست بیاندازد ازجمله در یکی از این شبها که در کاخ بود همه درباریان را دعوت میکند به خوراکیهای خوب و همبستری با دختران وزنان زیبا ؛ درباریان طمع کار هم همه به میهمانی میروند و تا صح به میگساری و لهو لعب میپردازند .

    و زمانیکه صبح از خواب بیدار میشوند می بینند که در قبرستانی هستند لخت وهرکدام یک قبر را در بغل گرفته اند و مقداری کاه وجو هم برای خوراکی آنها وجود دارد،شاه خیلی ناراحت میشود و عزل او را از دربار و اخراج از پایتخت رقم میزند زیرا از نیروهای شگفت او هم میترسیدند.

    ناصرالین شاه به دروازه داران تهران میگوید میرزا ملکم خان از هر دروازه رفت یک توپ شلیک کنید تا من بفهمم به کدام سمت دارد میرود ومقصدش را حدس بزنم در آن زمان 12 دروازه تهران وجود داشت و ناصرالین شاه ناگهان شنید که 12 توپ با هم به صدا در آمد .

     

    دیوید کاپرفیلید هم در قرن ما نیز با رسیدن مقداری از این علوم به او برج ایفیل وهواپیما را غیب میکند و و از دیوار چین رد میشود در انفجار از درون گاو صندوق طی الارض میکند ودر هوا معلق میماند وپرواز میکند .

    وپی میبریم معبد سلیمان در زیر بیت المقدس است و اسرائیلیها تلاش میکنند در معبد را پیدا کرده وعلوم جفر پیش رفته را بدست آورده تا دین ونیای خلق بربایند .

    و پیشگوئیها میگویند شخصی وجود دارد بنام دجال که بزودی به این اطلاعات دست پیدا میکند و و او شخصی است که الان به دنیا آمده و بین 36 تا40سال دارد ودر اصفهان هم بدنیا آمده است ودارای بالاترین رتبه فراماسیونرها یعنی درجه 330میباشد .

    الیته 70هزار یهودی او را یاری میکنند ودیری نمیپاید که حضرت عیسی بن مریم علیه السلام ظهور میکنند و دجال به تیغ حضرت عیسی کشته میشوند میگویند دجال حضرت خضر علیه السلام را 3 ال 7 بار میکشد وزنده میکند ومیگوید بگو من خدایم حضرت خضر(ع) میفرمایند نه؛ تو آفریده ایی از خدایی .

    وتمام پیامبران امتشان را ار دجال ترسانده اند و سفرش کرده اند از او دوری کنید واو بین همه اختلاف می اندازد وهرکس هرچیز بخواهد به او میدهد البته شاید مثل جریان قبرستان میرزا ملکم خان میباشد .

    در همان زمان سیدی جوان از مشهد قیام میکند و ایران وجهان به جنگ کشیده میشود و آن سید که سید حسنی نام دارد جمکران را مرکز جنگ میکند .

    پیامبر گرامی فرمودند هرگاه آن زمان را درک کردید خودتان را سینه خز هم شده به این سپاه برسانید، به گمانم که آن زمان در عصر ما باشد ودیر نیست.

    علومی را که دارند مسخره میکنند مردم و به علوم جفر شهرت دارد در انگلستان یکی از رشته های تحصیلی است که درجه دکتری به آن میدهند .

    و در کتابهای علوم غریبه از جمله جانع الدعوات یا مجمع الد عوات و اسرار قاسمی و کنزالحسینی و.... یافت میشود و علوم کیمیا ؛ لیمیا ؛ حیمیا؛ نچوم ؛ طالع بینی ؛ و......از زیر مجموعه این علوم میباشند .

    علم جفر بی انتهاست وپایانی ندارد وکسانیکه هم میدانند سکوت میکنند .

    این علوم را اگر کسی بداند میتواند درکار خدا دخالت کند و بسیاری از سرنوشتها را تغییر دهد

    کشتن و طلسم کردن و .....کارهای بسیاری با آن میشود انجام داد.

    میگویند آیت الله حسن زاده آملی بسیار به این علوم آشناست .

    داشتن ودانستن این علوم ظرفیت میخواهد و باید قدرت خود کنترلی داشت تا حکم خدا را تغییر ندهیم ودر سرنوشت تعیین شده دخالت نکنیم .

    انسان قدرتی دارد که حتی میتواند هرگز نمیرد و یا هیچ نخورد .

    کار شیطان این بوده است که انسان را از قدرت خدادادیش دور کند که موفق هم بوده است.

    و حتی شیاطین به آن عالم راه داشتند وطبق آیات قرآن کریم که اگر بخواهند به عالم بالا بروند شهابهای فروزان آنها را تعقیب میکنند.

    همین امروز صبح است که شیطان آخرین ترکشش را بیرون آورد ودرب معبد حضرت سلیمان (ع) را پیدا کنند دیگر هیچ بشری در روی زمین در آستانه امنیت نیست و هرچه که درقلبمان است؛ قدرت ، پست ، مقام، زن، و.....از طرق شیطانی داده میشود تا دست بکشیم از خدای خویش وراه انبیاء .

    در اشعار حضرت شاه نعمت الله ولی هم آمده است

     درایران نباشد جای امن     

        گر باشد سر کوهساران میبینم

    در مفاتیح هم دعاهایی برای در امان ماندن از شر دجال گفته شده است .

    وسپس بعد از ظهور حضرت عیسی (ع) حضرت مهدی خلیفة الرحمان ؛ شریک القر آن ؛ امام انس وجانغ قاطع البرهان ؛ شریک القرآن . امام زمین امام زمان

     از کعبه ظهور میکنند و شیطان بدست آن حضرت کشته میشود ومیفرمایند این بود پایان مهلت ما

    + نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 19:1  توسط  ناصر شجاعی  | 

    ایلیاشجاعی

    ایلیا شجاعی
    + نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 6:49  توسط  ناصر شجاعی  | 

    چشم خدایان کرمان

    طاق علی  چشم خدایانطاق علی یا چشم خدایان

    eye kerman iran چشم خدایان کرمان

    چشم خدایانeye

    چشم خدایان یا طاق علی

    چشم

    چشم خدایان درطاق علی

    چشم خدایان 786

    م هایی

     

    چشمeyeeye
    + نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 6:48  توسط  ناصر شجاعی  |